موفقیت

کتاب شفای زندگی

لوئیز ال هی

شفای زندگی (You Can Heal Your Life) نوشته لوئیز ال هی (Louise Lynn Hay) نویسنده و سخنران انگیزشی آمریکایی است. لوئیز ال. هی در کتاب شفای زندگی از قدرتی که ذهن انسان‌ها دارد و صحبت می‌کند و به خوانندگان می‌آموزد که می‌توانند با افکار عالی، زندگی خود را بسازند.


خرید کتاب شفای زندگی


»» درباره‌ی کتاب شفای زندگی

لوئیز ال. هی نویسنده‌ی کتاب شفای زندگی، اثرش را مانند هدیه‌ای می‌داند که آن را به تمام خوانندگانش تقدیم کرده است. کتاب شفای زندگی بر اساس فلسفه‌ی شخصی زندگی لوئیز ال. هی نوشته شده است. او در این کتاب از تفکرات خودش می‌گوید: تفکراتی مانند اینکه این افکار انسان‌ها است که زندگی و آینده‌ی آن‌ها را می‌سازد، همه‌ی ما انسان‌ها در برابر تجربیاتی که داریم، مسئول هستیم، ما با به دست آوردن قدرت زندگی کردن در لحظه می‌توانیم از آن لذت ببریم و …

کتاب شفای زندگی تمرینات مختلفی هم برای هر بخش دارد. با مطالعه و انجام تمرین‌های هر بخش، می‌توانیم تغییراتی که در زندگی‌مان پیش میاید را به وضوح ببینیم و زندگی پر از آرامشی را تجربه کنیم.

معرفی کتاب »» کتاب خودت باش دختر

کتاب شفای زندگی

»» درباره لوئیز هی

لوئیز هی نویسنده، سخنران انگیزشی و موسس «خانه‌ی هی» سال 1926 در لس آنجلس به دنیا آمد. او یکی از مشهورترین نویسندگان در حوزه‌ی خودشناسی است. لوئیز هی چهار سال بعد از نوشتن کتاب شفای زندگی به فکر تاسیس موسسه‌ای افتاد تا در آن آموزه‌هایش را به مخاطبان آمورش دهد و به این ترتیب «خانه‌ی هی» تاسیس شد. او در این موسسه همراه با نویسندگان و ناشران دیگر حوزه‌ی خودشناسی آموزه‌هایش را تدریس می‌کرد.

لوئیز هی در ابتدا‌ی کتابش فلسفه‌ و نگاه خود به زندگی را شرح می‌دهد؛ او می‌نویسد: «ما صددرصد در برابر همه تجربه هایمان مسئول هستیم. هر انديشه‌ای که از ذهن ما می گذرد، آینده‌ی ما را می آفریند. نقطه‌ی اقتدار همواره در لحظه حال است. عذاب هرکس به دلیل انزجار از خویشتن و احساس گناه است. درونی‌ترین احساس هرکس این است که: «آنچنان که باید خوب نیستم.» این تنها یک انديشه است و انديشه را می توان عوض کرد. انزجار و انتقاد و احساس گناه بیش از هر الگوی دیگر صدمه می زند. دست کشیدن از نفرت و انزجار حتی مرض سرطان را نابود می کند.

هنگامی که به راستی خود را دوست بداریم، همه چیزهای نیکوی زندگی به حرکت درمی آید. ما باید گذشته را رها کنیم و همه را ببخشاییم. باید مشتاقانه بخواهیم که خویشتن دوستی را بیاموزیم. تأیید و پذیرش خویشتن در زمان حال، کلید دگرگونی‌های مثبت است. این ماییم که این به اصطلاح «بیماری» را درتن خود می آفرینیم. در لایتناهای حیات – آنجا که ساکنم – هرچند زندگی همواره دگرگون می گردد، همه چیز عالی و کامل و تمام عیار است. نه آغازی هست و نه پایانی، آنچه هست تنها چرخش و واچرخش جوهر و تجربه هاست. زندگی هرگز مانده و ایستا و کهنه نیست.

زیرا هر لحظه همواره سرشار از طراوت و تازگی است. من با قدرتی که مرا آفرید یگانه ام و اين قدرت این اقتدار را به من داده است که شرایط خود را بیافرینم. من از این آگاهی شادمانم که قدرت ذهنم در اختیار من است و هرگونه که می خواهم به کارش می برم. آنگاه که از گذشته دور می شویم، هر لحظه زندگی، نقطه آغازی است.

اینک، این لحظه، اکنون و اینجا، برای من نقطه آغازی است. در جهانم همه چیز نیکوست.»

»» بخشی از کتاب شفای زندگی

«برای هر تغییری ابتدا باید به این مسئله برسیم که الگوی ذهنی‌مان کاملا اشتباه و یا احمقانه است. اگر این چنین فکر کنیم، الگوی ذهنی‌مان راحت‌تر تحت تاثیر قرار می‌گیرد و ما می‌توانیم مقاومت خوبی از خود در مقابل تغییر آن نشان دهیم. همین مقاومت نشان دادن می‌تواند اولین مرحله تغییر درون ما باشد، اگرچه چندان قابل لمس نیست.

به طور کلی صبر و تحمل نشان دادن از خود در برابر چیزی، نیز نوعی تغییر به حساب می‌آیند. زیرا ما یاد می‌گیریم که تا ادامه تغییرات کلی، شرایط را تحمل کنیم و منتظر نتایج آن می‌مانیم.

به عبارت ساده‌تر هنگامی که ما می‌خواهیم از اتاقی به اتاق دیگر برویم، ابتدا باید از جای خود برخیزیم، بدون اینکه تصمیم به انجام کاری بگیریم، اگرچه برخاستن ما کار خاصی نیست، اما شروعی برای حرکت و تغییر مکان است. آیا برخاستن ما تفاوتی با نشستن ما ندارد؟ آیا کسی می‌تواند همانطور در حال نشسته، به اتاق دیگر برود، ادعا کند که می‌خواهد حرکتی از خود نشان دهد؟

در واقع برخاستن گرچه کار بسیار ناچیزی است، اما می‌تواند شروعی برای تغییر و یا حرکت از جایی به جای دیگر باشد.»

معرفی کتاب »» کتاب خرده‌ عادت‌ ها
جملات زیبا از کتاب شفای زندگی

 

»» جملات زیبا از کتاب شفای زندگی

نقطه اوج زندگی آنجایی است که من ایستاده‌ام. همه چیز خوب است و زیبا. زندگی در حال تغییرات و این بزرگترین شانس من برای پیروزی است. پیروزی که سال‌ها برایش تلاش کرده‌ام و می‌دانم که روزی به آن دست پیدا می‌کنم. فقط کافی است خود را باور کنیم و بدانم هر لحظه که می‌گذرد یک قدم به هدفم نزدیکتر می‌شوم. این لحظه، لحظه آغازین فردای من است و من قدردان آن هستم. همه چیز در دنیای من خوب است و من دنیا را با تمام خوبی‌هایش دوست دارم.

سرزنش عامل به وجود آورنده‌ی آرتروز است و احساس گناه نیز زمینه‌ساز ابتلا به دردهای موضعی می‌شود. همچنین ترس و اضطراب نیز باعث ریزش مو، چشم درد و زخم معده می‌گردد

برای شروع ابتدا باید از گذشته آغاز کنیم و هر آنچه که از آن به یاد می‌آوریم، فراموش کنیم. زیرا با فراموشی بسیاری از درد و رنج‌ها از وجود ما رخت بر می‌بندند و ما را راحت می‌گذارند. به همین دلیل است که می‌گویم:
«بخشش نیمی از بیماری‌ها را درمان می‌کند»

زندگی قانون ساده‌ای دارد، هر آنچه که به او بدهیم، از آن پس می‌گیریم.

هیچ‌چیز در دنیا ما را اذیت و یا سرزنش نمی‌کند.
ما باید در وجودمان به این باور برسیم که هیچ چیز در دنیا وجود ندارد که بخواهد ما را مورد اذیت و آزار قرار دهد و یا سرزنش کند. البته این هم نوعی طرز فکر است که به بخود افراد باز می‌گردد.

بزرگ‌ترین قدرت در زندگی، قدرت در لحظه زندگی کردن است

به جای اینکه روبروی یکدیگر بایستیم و بر علیه هم نظر دهیم، می‌توانیم کنار هم باشیم و از وجود یکدیگر لذت و نهایت استفاده را ببریم.
اصلا مهم نیست که ما چه کسی را به خاطر چیزی و چه خطایی می‌بخشیم، بلکه مهم عمل و یا نیت خیرخواهانه‌ای است که ما تصمیم به انجام آن گرفته‌ایم

این ما هستیم که برای زندگی خود تصمیم می‌گیریم، نه زندگی برای ما.

همه چیز در دنیای من خوب است و من دنیا را با تمام خوبی‌هایش دوست دارم

«باید» کلمه‌ای بسیار آسیب زننده در فرهنگ لغت ما و همچنین تنها کلمه ایجاد کننده محدودیت‌ها در ذهن ماست.

هیچ چیز مانند سرزنش، احساس گناه و نفرت از خود ما را ضعیف نمی‌کنند

اولین دوای درد تو عشق است و بخشش. یا خودت را ببخش یا دیگران را. تنها راه سلامتی تو در همین است.

«نقطه اوج زندگی آنجایی است که من ایستاده‌ام. همه چیز خوب است و زیبا. قدرت در لحظه زیستن خود را در هیچ چیزی نمی‌توانم پیدا کنم. دنیا نیز مبهوت قدرت‌های من شده است، اما حسادتی به من ندارد و در عوض به من کمک می‌کند تا بتوانم به نهایت آرزوهایم برسم. من نیز به قدرت‌های درونی خود ایمان دارم و می‌دانم هر آنچه که نیاز دارم درون خود به وفور دارم. حتی می‌توانم دنیای تشنه را از قدرت‌های بی‌نظیر خود سیراب کنم. همه چیز در دنیای من خوب است و من دنیا را با تمام خوبی‌هایش دوست دارم.»

بنابراین من لازم می‌دانم که همه ما از این پس به جای کلمه «باید» از کلمه «می‌توانم» استفاده کنیم تا کمی از محدودیت‌های خود بکاهیم و دردهای خود را تسکین دهیم. زیرا معنایی که «می‌توانم» نهفته است، نه تنها ما را آزار نمی‌‌دهد، بلکه ذهنمان را باز می‌کند و قدرت انتخاب به ما می‌دهد، تا از میان راه‌های مختلف، ساده‌ترین را برای خود برگزینیم

تنها چیزی که مهم است میزان علاقه و عشق ما به خودمان است. اگر عشق داشته باشیم به هیچ داروی دیگری برای درمان مشکلاتمان نیاز نداریم

اولین شرط در لحظه زندگی کردن آزاد نمودن ذهن از بند هرگونه فکر و خیال باطل است.

اگر همه ما خود را همانگونه که هستیم بپذیریم، بسیاری از بیماری‌های دیگر مبتلا نمی‌شویم و در نهایت با تندرستی سال‌های باقی مانده عمر خود را سپری می‌کنیم.


> لینک کتاب شفای زندگی در سایت آمازون

> لینک کتاب شفای زندگی در سایت گودریدز


# خرید کتاب شفای زندگی با تخفیف

 

خرید کتاب شفای زندگی ترجمه گیتی خوشدل (نشر پیکان)

خرید کتاب شفای زندگی (پرفروش‌ترین‌)


دوستان عزیزم

شما می توانید نظرات و قسمت های زیبا یا جالب مربوط به کتاب شفای زندگی را در بخش نظرات با بقیه به اشتراک بگذارید.

#کتاب شفای زندگی

به این مطلب امتیاز دهید:

امتیاز شما به این مطلب

لطفا به این مطلب امتیاز دهید!

امتیاز کاربران: 4.27 ( 3 رای)
معرفی کتاب »»
کتاب قدرت عادت
منبع
hayhousewikipedia
برچسب ها

1 دیدگاه

  1. هنگامی که الگویی در ژرفای درون ما نقش بسته است، برای شفای این وضع باید از آن آگاه شویم. شاید شروع کنیم به یادآوری این وضع، یا از آن شکایت کنیم، یا آن را در دیگران ببینیم. باری، به طریقی متوجهش می شویم و با آن رابطه برقرار می کنیم. معمولا، معلمی، دوستی، کلاسی، کارگاهی، یا کتابی را به سوی خود می‌کشانیم که راه‌های تازه نگرش به حل مشکل را در ما بیدار می‌کند.

    بیداری من با اظهار نظر تصادفی دوستی درباره‌ی جلسه‌ای آغاز شد. دوستم به آن جلسه نرفت. اما ندایی در درونم پاسخ مثبت داد و من به آن جلسه‌ی کوچک رفتم که نخستین گام من در راه شکوفایی بود. چندی گذشت تا به اهمیت آن پی بردم.

    معمولا واکنش ما به نخستین مرحله، این است که فکر می‌کنیم این نگرش احمقانه است، یا به نظرمان بی معنا می آید. شاید زیادی آسان بنماید، یا با طرز فکر ما جور درنیاید. می بینیم تمایلی به انجامش نداریم. به شدت در برابرش مقاومت می‌کنیم. شاید حتی از فکر انجامش نیز به خشم درآییم.
    #کتاب شفای زندگی

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

دکمه بازگشت به بالا
بستن