موفقیت

کتاب بیندیشید و ثروتمند شوید

ناپلئون هیل

بیندیشید و ثروتمند شوید (Think and Grow Rich)، معروف‌ ترین اثر ناپلئون هیل (Napoleon Hill) به ارائه‌ی راهکاری موفق برای به‌دست آوردن ثروت و موفقیت می‌پردازد. ناپلئون هیل با فرمول سیزده‌گانه‌اش مسیر رسیدن به موفقیت را ترسیم کرده است. این اثر ناپلئون هیل نتیجه ۲۰ سال مصاحبه و تحقیق از افراد ثروتمند دنیا و با مشاوره اندرو کارنگی، دومین ثروتمند دنیا برای چند سال پیاپی، نوشته شده است. همچنین این کتاب در مقاله بهترین کتاب های روانشناسی موفقیت و ثروت دنیا معرفی شده است.


خرید کتاب بیندیشید و ثروتمند شوید


»» درباره‌ی کتاب بیندیشید و ثروتمند شوید

ناپلئون هیل در طول سال‌ها تحقیق و مصاحبه با افراد ثروتمند و موفق، به فرمولی دست پیدا کرد که به گفته‌ی خودش راز رسیدن به ثروت است. او در هر فصلی از کتاب بیندیشید و ثروتمند شوید یک از رازهای به‌دست آوردن پول اشاره می‌کند. رازهایی که باعث شده‌است بیش از پانصد نفر فوق‌العاده ثروتمند شوند.

کتاب بیندیشید و ثروتمند شوید رازی در خود دارد که توسط هزاران نفر از اقشار گوناگون جامعه مورد آزمایش عملی قرار گرفته است. ویژگی عجیب و غریب این راز این است: کسانی که آن را به‌دست می‌آورند و از آن استفاده می‌کنند، درمی‌یابند که فقط با اندکی تلاش به سمت موفقیت می‌روند، و هرگز تسلیم شکست مجدد نمی‌شوند. این راز به همهٔ کسانی که خواهان آن هستند، به‌طور مساوی خدمت می‌کند و تحصیلات ربطی به آن ندارد. با مطالعه‌ی این کتاب درمی‌یابیم که چطور می‌توانیم مانند ثروتمندان فکر کنیم و مانند آنان به خواسته‌هایی که داریم برسیم.

کتاب بیندیشید و ثروتمند شوید در سال ۱۹۳۷ و در دوران اوج رکود اقتصادی منتشر شد. این کتاب به نقشهٔ راه برای میلیون‌ها نفر تبدیل شد تا از فقر دوران رکود اقتصادی بگریزند و برای خود، خانواده‌ها، و در موارد بی‌شماری، کارمندان خود رفاه فراهم کنند.

درباره‌ی کتاب بیندیشید و ثروتمند شوید

 

»» بخشی از کتاب

واقعا که افکار، سرمایه و دارایی هستند و وقتی با هدف مشخص، پشتکار و اشتیاق سوزان همراه شوند، دروازه‌ی کسب ثروت و دارایی‌های ارزشمند خواهند بود.

کمی بیش از سی سال لازم بود تا به «ادوین سی بارنز»، درستی این موضوع ثابت شود که آیا مردم واقعا می‌توانند با فکرکردن ثروتمند شوند یا نه؟ درواقع، یافته‌هایش به صورت ناگهانی و بی‌مقدمه به دست نیامدند. کم‌کم به این نتیجه رسید و شروعش هم از اشتیاق سوزانش برای شراکت با «توماس ادیسونِ» کبیر بود.

یکی از ویژگی‌های چشمگیر بارنز، شفاف بودن هدفش بود. می‌خواست با ادیسون کار کند، نه این که برایش کار کند. اگر به شیوه‌ی تبدیل به واقعیت کردن آرزویش توجه کنید، بهتر می‌توانید سیزده قانون کسب ثروت را متوجه شوید. وقتی این اشتیاق یا آرزو برای اولین بار به ذهنش رسید، در وضعیتی نبود که بتواند برای آن آرزو کاری کند. دو مشکل وجود داشت. اول این‌که با آقای ادیسون، آشناییتی نداشت و بعد هم این‌که پولش برای خرید بلیت قطار اورنج نیوجرسی و رفتن پیش آقای ادیسون، کافی نبود. همین دو مشکل کافی بود که خیلی‌ها را از تلاش برای رسیدن به خواسته‌هایشان منصرف کند.

ولی اشتیاق او عادی نبود! به‌قدری عزمش برای پیداکردن راهِ رسیدن به خواسته‌اش جزم بود که در نهایت تصمیم گرفت به جای این که تن به شکست بدهد، با یک واگن باری به اورنج نیوجرسی برود؛ واگنی که هیچ پنجره‌ای رو به بیرون نداشت. به کارگاه آقای ادیسون که رفت، خودش را معرفی کرد و گفت می‌خواهد با او که مخترع بود، یک کسب وکار راه بیندازد. سال‌ها بعد، ادیسون در مورد اولین ملاقاتی که بین آن دو پیش آمد، گفت، «وقتی جلوی من ایستاده بود، یک آدم معمولی به نظر می‌رسید؛ ولی چیزی در چهره‌اش بود که انگار می‌گفت مصمم است تا آنچه را که برایش این‌همه راه آمده است، به چنگ آورد. بعد از سال‌ها زندگی کردن با مردم یاد گرفته‌ام که وقتی فردی واقعا چیزی را آرزو می‌کند و آینده‌اش را بر اساس آن اشتیاق برنامه‌ریزی می‌کند تا به دستش آورد، حتما به آن خواهد رسید. من فرصتی را که می‌خواست در اختیارش گذاشتم، چون در چهره‌اش می‌خواندم که برای رسیدن به موفقیت، مصمم است و اتفاقات بعدی نشان داد که اشتباه نکرده بودم».

 

»» درباره ناپلئون هیل

ناپلئون هیل متولد (۱۸۸۳ اکتبر ۲۶–۸ نوامبر ۱۹۷۰) نویسنده آمریکایی که یکی از پیشگامان سبک مدرن ادبیات موفقیت شخصی بود. یکی از معروف‌ترین اثر او، بیندیشید و ثروتمند شوید، یکی از پرفروشترین کتاب‌های جهان است. مقاله ای تحقیقی در سایت «گیزمودو» بسیاری از ادعاهای شخص ناپلئون هیل و کسانی که بر اساس این ادعاها زندگینامه های او را نوشته اند زیر سؤال برد و او را “بزرگ‌ترین کلاهبردار خودیاری تمام زمان‌ها” نامید.

ناپلئون هیل در ۲۶ اکتبر ۱۸۸۳، در «ویرجینیای» آمریکا چشم به جهان گشود. ناپلئون هیل، از پیشگامان فلسفه آمریکایی در زمینه رسیدن به موفقیت فردی، در وایز کانتی ایالت ویرجینیا و در منطقه‌ای متولد گردید که بی سوادی و خرافات در آنجا بیداد می‌کرد. پدرش آهنگر بود خانه‌ای که او در آن متولد شد، اتاقی کوچک در کنار رودخانه «پراد» در منطقه «وایس کانتی» ویرجینیا بود؛ و همه اعضای خانواده در خانه‌ای که یک اتاق بیشتر نداشت و کوچکترین توجهی به نظافت ان نمی‌شد زندگی می‌کردند. از این لحاظ خانه آنها برای همه ساکنین منطقه شناخته شده بود.

ناپلئون از همان دوران کودکی علاقه خود را به مطالعه کتابهای داستان و همچنین، خلاصه‌نویسی و داستان‌نویسی نشان داد. او در سیزده سالگی، خبرنگار روزنامه «ویرجینیا» شد و نام «گزارشگر کوهستان» را برای خود انتخاب کرد. هیل با پولی که بدست می‌آورد، هزینه تحصیل خود را پرداخت می‌کرد. وی برای ادامه تحصیل وارد مدرسه حقوق شد، ولی از عهده هزینه‌های آن برنیامد، از این رو زمان بیشتری را صرف فعالیت در روزنامه و کسب درآمد کرد.

ناپلئون جوان بسیار سرکش، شیطان و پرخاشگری بود و زمانی که نه سال داشت، مادرش بر اثر بیماری و تغذیه ناسالم از دنیا رفت. او همیشه به کودکان هم سن و سال خود که لباس خوب می‌پوشیدند و خوراکی‌های متنوعی می‌خوردند، با افسوس نگاه می‌کرد. بعد از مرگ مادر، زندگی برای ناپلئون سخت‌تر شد، زیرا پدر بدون توجه به وضعیت مالی خود، دو سال بعد از مرگ همسرش ازدواج کرد و ناپلئون را به حال خود رها نمود. با پدری که سر رشته زیادی از تربیت یک پسر بچه نداشت تنها ماند. ناپلئون از آزار و اذیت همسایه‌ها لذت می‌برد. آنچنان نترس بود که با خودش اسلحه حمل می‌کرد. او از جسی جیمز یاغی معروف آن زمان برای خودش یک بت ساخته بود. او خشن‌ترین پسر منطقه به حساب می‌آمد و ازین لحاظ به خودش افتخار می‌کرد.

ناپلئون استعداد خوبی در نوشتن داشت و سردبیر روزنامه با استقبال از نوشته‌ها و مقاله‌هایش، سرپرستی مصاحبه با افراد برجسته و معروف را به او واگذار کرد. وی در هنگام مصاحبه با افراد نامدار، از تجربیات آنها درس می‌گرفت و آن را در زندگی خود به کار می‌برد. هیل با افرادی چون «توماس ادیسون»، «الکساندر گراهام بل»، «هنری فورد» و «ویلیام جنینگ برایان» مصاحبه کرد. او با دقت و ظرافت تمام، راز موفقیت این گونه افراد را بدست می‌آورد و آن را یادداشت می‌کرد. از این رو در سال ۱۹۲۸، کتابی با نام «قوانین موفقیت» نوشت که با استقبال خوبی روبرو شد.

ناپلئون کتاب «دینامیت مغزی» را در سال ۱۹۴۱ نوشت. وی از سال ۱۹۱۹ تا ۱۹۲۰ در مجله «قوانین طلائی هیل»، سردبیر بود و در سال ۱۹۳۰ کتابی در زمینه راهیابی به موفقیت نوشت. ناپلئون هیل در زمینه موفقیت و کسب ثروت به درجه استادی رسیده بود؛ تا آنجا که از سال ۱۹۳۳ تا سال ۱۹۳۵ مشاور «فرانکلین روزولت» رئیس‌جمهور آمریکا شد. وی در سال ۱۹۳۷ در کتاب «رشد فکری و ثروت»، تمام راه‌های رسیدن به موفقیت را بیان کرد. کتابهای هیل هر روز بیشتر از روز قبل به فروش می‌رفت. او در سال ۱۹۶۰ کتاب «علوم موفقیت» را نوشت که بیش از سی میلیون جلد از آن فروخته شد.

وی در هشتم نوامبر سال ۱۹۷۰، در جنوب «کارولینا» و در حالی که مشغول نوشتن کتاب «تو می‌توانی کار کنی و معجزه ببینی» بود، چشم از جهان فروبست.

جملات زیبا از کتاب بیندیشید و ثروتمند شوید

 

 

»» جملات زیبا از کتاب بیندیشید و ثروتمند شوید

اشتیاق سوزان برای بودن و انجام دادن، نقطه ی شروعی است که باید صاحب رویا از آن شروع کند. رویا از بی تفاوتی، تنبلی، یا نداشتن الهام و آرزو ناشی نمی شود. هر قدر در زندگی بخواهیم و توقع داشته باشیم، همان اندازه به دست می آوریم. توقع زیاد یا کم داشتن تفاوت فکری چندانی ایجاد نمی کند. (از کتاب بیندیشید و ثروتمند شوید)

هنگامی که دبلیو.سی. هنلی این ابیات را سرود: «من ارباب سرنوشت خویش هستم، من ناخدای روح خویش هستم»، باید به ما اطلاع می‌داد که علت این‌که ما ارباب سرنوشت خود، ناخدای روح خود هستیم این است که قدرت کنترل کردن افکارمان را داریم.

حقیقت شناخته شده ای است که انسان هر چه را به خود تلقین کند، خواه مطلبی دروغین یا حقیقی باشد، آن را باور می کند. برنامه یا هدف با تکرار اندیشه در ذهن کاشته می شود، جملاتی را درباره ی هدف اصلی خود بنویسید. هدف اصلی خود را مشخص سازید و آن را به حافظه بسپارید. جزییات آن را کلمه به کلمه و روز به روز آن قدر برای خود بگویید تا ارتعاش صدا به ذهن نیمه هوشیار شما برسد. مصمم شوید که عوامل ناخوشایند محیط و شرایط را از ذهن خود دور نگه دارید، برای خود زندگی مورد علاقه تان را سفارش دهید. (از کتاب بیندیشید و ثروتمند شوید)

اگر شاعر این حقیقت مهم را به ما گفته بود، می‌دانستیم که چرا ارباب سرنوشت خویش، ناخدای روح خود هستیم. او باید با تأکید شدید به ما می‌گفت که این نیرو هیچ تلاشی نمی‌کند که بین افکار مخرب و سازنده تبعیض قائل شود و این نیرو، با همان سرعتی که ما را وادار می‌کند مطابق افکار مربوط به ثروت عمل کنیم، وادارمان خواهد کرد افکار مربوط به فقر را نیز به صورت واقعیت فیزیکی درآوریم. (از کتاب بیندیشید و ثروتمند شوید)

قدری از ایمان یک بچه را به تلاش‌های خود تزریق کنید.

ایمان مهم ترین عنصر ذهن است، وقتی با اندیشه در هم می آمیزد ذهن نیمه هوشیار بی درنگ ارتعاش آن را درک می کند و آن را به فراست لایتناهی تبدیل می نماید. ایمان حالتی از ذهن است که می توان آن را به کمک تأیید یا آموزش های تکراری برای ذهن نیمه هوشیار و به کمک اصل تلقین به خود ایجاد نمود. (از کتاب بیندیشید و ثروتمند شوید)

او باید به ما می‌گفت که مغزمان، با افکار بانفوذی که در ذهن داریم، حالت آهنربایی پیدا می‌کند. این «آهنرباها» نیروها، افراد، و شرایطی از زندگی را به شیوه‌ای که هیچ کس با آن آشنا نیست، به سوی ما جذب می‌کنند که با ماهیت افکار بانفوذ ما هماهنگ است. (از کتاب بیندیشید و ثروتمند شوید)

اغلب به‌عنوان شکست‌خورده زندگی را پشت سر می‌گذاریم؛ چون منتظریم «زمان مناسب فرا برسد» تا دست به کاری ارزنده بزنیم. منتظر نمانید. زمان هیچ وقت «به‌کلی مناسب» نخواهد شد. از همان جا که هستید شروع کنید، با هر ابزاری که دراختیار دارید شروع کنید، و همان‌طور که جلو می‌روید ابزار بهتری پیدا خواهید کرد. (از کتاب بیندیشید و ثروتمند شوید)

او باید به ما می‌گفت قبل از این‌که بتوانیم ثروت بسیار زیادی جمع کنیم، باید ذهن خود را با علاقهٔ شدید به ثروت آهنربایی کنیم، که ما باید «پول هوشیار» بشویم تا این‌که علاقهٔ ما به ثروت وادارمان کند برنامه‌هایی مشخص برای اندوختن آن طراحی کنیم. (از کتاب بیندیشید و ثروتمند شوید)

یک آدم جابِزن هیچ وقت برنده نمی‌شود ـ ویک برنده هیچ وقت جا نمی‌زند.

بیشتر از پانصد تن از موفق‌ترین افرادی که امریکا تا به‌حال شناخته است، به نویسندهٔ این کتاب گفته‌اند که بزرگ‌ترین موفقیت زندگی‌شان درست یک قدم آن طرف‌تر از نقطه‌ای نصیب آن‌ها شد که در آنجا شکست بر آن‌ها مستولی شده بود. (از کتاب بیندیشید و ثروتمند شوید)

بگذارید یکی از اولین تصمیمات شما این باشد که دهانی بسته و چشم و گوشی باز داشته باشید.

همهٔ پل‌های پشت سرم را می‌سوزانم، و کل آینده‌ام را برای رسیدن به خواسته‌ام به خطر می‌اندازم.

پشتکار داشته باشید. هرچقدر هم که در ابتدا مجبور باشید کُند حرکت کنید، مهم نیست. با پشتکار موفقیت از راه خواهد رسید.

اکثریت مردم با شکست مواجه می‌شوند؛ چون در تهیهٔ برنامه‌های جدید برای جایگزین کردن برنامه‌هایی که عمل نمی‌کنند، پشتکار ندارند.

شخصی که دست از تحصیل می‌کشد فقط چون مدرسه را تمام کرده است ناگزیر محکوم است تا ابد آدمی معمولی باقی بماند؛ مهم نیست چه شغلی داشته باشد. راه موفقیت، تعقیب مداوم دانش است.

این یکی از حیله‌های فرصت است. فرصت، عادتی موذیانه دارد که از در پشتی وارد می‌شود، و اغلب در قالب بدشانسی یا شکست موقت خود را نشان می‌دهد. شاید به همین دلیل است که افراد بی‌شماری موفق نمی‌شوند فرصت را تشخیص دهند. (از کتاب بیندیشید و ثروتمند شوید)

تفکر درست تنها چیزی است که برای رسیدن به موفقیت لازم دارید.

در جایی که شکست تجربه می‌شود، این فرد است، نه تلاش، که شکست خورده است. اگر تلاش کردید و شکست خوردید، بازهم تلاش کنید و آن‌قدر تلاش کنید تا موفق شوید.

یکی از رایج‌ترین علل شکست، عادت تسلیم شدن در موقعی است که شکست موقت بر شخص مستولی می‌شود. هر شخصی، زمانی مرتکب این اشتباه می‌شود.

ادیسون دربارهٔ اولین دیدارشان گفت: «او جلوی من ایستاد. دوره‌گردی معمولی به نظر می‌رسید، ولی حالتی در چهره‌اش بود که به من حالی کرد مصمم است تا چیزی را که به دنبالش آمده است به‌دست بیاورد. من، به علت سال‌ها تجربهٔ بودن با آدم‌ها، یاد گرفته بودم اگر فردی به‌راستی طالب چیزی است، و برای رسیدن به آن حاضر است کل آینده‌اش را به خطر بیندازد، به‌طور قطع پیروز می‌شود. فرصتی را که خواست به او دادم؛ چون دیدم عزمش را جزم کرده است تا موفق شود. رویدادهای بعدی ثابت کرد اشتباه نکرده بودم.» (از کتاب بیندیشید و ثروتمند شوید)

او پولی برای شروع نداشت. هیچ‌چیز جز تحصیلاتی جزئی نداشت. اعتبار هم نداشت. ولی شوق، حرارت، ایمان و اراده برای پیروز شدن داشت. او با این نیروهای ناملموس، و با کمک بزرگ‌ترین مخترع تاریخ، خود را به مرد درجهٔ یک تبدیل کرد.

«طلایی که از مغز انسان‌ها استخراج می‌شود، بیشتر از طلایی است که از زمین استخراج می‌شود.»


> لینک کتاب بیندیشید و ثروتمند شوید در سایت آمازون

> لینک کتاب بیندیشید و ثروتمند شوید در سایت گودریدز


# خرید کتاب بیندیشید و ثروتمند شوید با تخفیف

 

خرید کتاب بیندیشید و ثروتمند شوید ترجمه مهین خالصی (نشر نسل نواندیش)

خرید کتاب بیندیشید و ثروتمند شوید (پرفروش‌ترین‌)


دوستان عزیزم

شما می توانید نظرات و قسمت های زیبا یا جالب مربوط به کتاب بیندیشید و ثروتمند شوید را در بخش نظرات با بقیه به اشتراک بگذارید.

#کتاب بیندیشید و ثروتمند شوید

به این مطلب امتیاز دهید:

امتیاز شما به این مطلب

لطفا به این مطلب امتیاز دهید!

امتیاز کاربران: 4.48 ( 2 رای)
معرفی کتاب »»
کتاب ثروتمندترین مرد بابل
منبع
wilkipediaen.wikipediathemarketingacademy
برچسب ها

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

دکمه بازگشت به بالا
بستن