رمان خارجی

کتاب لبه تیغ

ویلیام سامرست موآم

لبه تیغ (The Razor’s Edge) رمانی است اثر نویسندهٔ انگلیسی سامرست موآم (William Somerset Maugham) که سال ۱۹۴۴ منتشر شد. لبه تیغ دو بار به صورت فیلم اکران شد. بار اول در سال ۱۹۴۶ به کارگردانی ادموند گولدینگ و بار دوم در سال ۱۹۸۴به کارگردانی راب کوهن.


خرید کتاب لبه تیغ اثر سامرست موآم


»» درباره کتاب لبه تیغ

کتاب لبه تیغ، رمانی نوشته ی ویلیام سامرست موآم است که اولین بار در سال 1944 به انتشار رسید. این رمان به داستان خلبانی آمریکایی به نام لری درل می پردازد که به خاطر تجربیاتش در جنگ جهانی اول به زخم های روانی متعددی دچار شده و به همین خاطر، تصمیم می گیرد تا به دنبال معنایی والاتر در زندگی خود بگردد. این سفر معنوی و دگرگون کننده، او را در مسیر برخی از درخشان ترین کاراکترهای خلق شده توسط موآم قرار می دهد: نامزد لری یعنی ایزابل که انتخابش میان عشق و ثروت با عواقبی همیشگی همراه خواهد بود، و الیوت تمپلتون، عموی ایزابل، که مردی وطن پرست و خودشیفته است. خود موآم نیز دائما به دنیای داستان ورود می کند تا از نزدیک شاهد دست و پنجه نرم کردن شخصیت هایش با سرنوشت باشد.

درباره کتاب لبه تیغ

 

»» در توضیح پشت جلد آمده است:

«لبه ی تیغ داستان جوان شوریدهحالی است سرخورده از جنگ جهانی اول که پشت به بخت خویش میکند و قدم در سلوکی عرفانی میگذارد تا پاسخی برای پرسشهایش پیدا کند. سامرست موام، نویسندهی شهیر بریتانیایی دست خواننده را میگیرد و او را به اروپای دههی سی میبرد، به خیابانهای خیس و بارانخوردهی لندن، به کافههای شلوغ و مهگرفته از دود پاریس و در قالب قصهای دلکش و زیبا، حکایت زندگی قهرمانانش را بازمیگوید.»

کتاب لبه تیغ

 

»» خلاصه داستان

رمان دربارهٔ جوانی است به نام لاری که، علی‌رغم درآمد ناچیز، از زندگی خود خشنود است. او بیشتر در جستجوی یافتن جواب‌هایی به سوالات مربوط به خاستگاه و غایت زندگی است. این طرز برخورد لاری با زندگی خوشایند نامزدش ایزابل که آرزومند تجمل و مجذوب محافل اعیان می‌باشد نیست.

لاری از قبول شغل‌هایی که به او پیشنهاد می‌شود سرباز می‌زند و برای یافتن پاسخ سوال‌هایش به کتابخانه ملی فرانسه می‌رود. ایزابل بعد از دو سال تلاش در جهت منصرف کردن لاری از تحقیقاتش در نهایت او را تهدید به جدایی می‌کند. لاری در برایر حیرت نامزدش، جدایی را می‌پذیرد.

لاری سپس در معدن زغال‌سنگ استخدام می‌شود و در آنجا به اتفاق یک لهستانی که گرایش به عرفان دارد به آلمان سفر می‌کند ولی چون پاسخی به سوال‌هایش نمی‌یابد به هند می‌رود و با کمک هیپنوتیزم به آرامش دست می‌یابد.

لاری به پاریس برمی‌گردد و تصمیم می‌گیرد با سوفی ازدواج کند. این خبر باعث خشم ایزابل می‌شود. سوفی که شوهر و فرزندش را در تصادف ماشین از دست داده بود بعد از مرگ آنها به الکل روی‌آورد. پس از برخورد با لاری به کمک او اعتیاد خود را ترک می‌کند. ایزابل سوفی را قبل از ازدواج به خانه‌اش دعوت می‌کند و خانه را ترک می‌کند و شیشه ودکایی را روی میز می‌گذارد سوفی ودکا را می‌خورد و بعد به تولون فرار می‌کند و در آنجا به فحشا کشیده می‌شود و سرانجام می‌میرد.

لاری دوباره به آمریکا بازمی‌گردد. به این امید که آنجا شغلی بیاید. قبل از عزیمت، پژوهش‌هایش را در کتابی درج می‌کند. چنین می‌پندارد که از آن پس نتواند شادمانی و خوشبختی را جز در عادی‌ترین زندگانی، به دور از توانگرها، پیدا کند.

کتاب لبه تیغ اثر سامرست موآم

 

»» بخشی از کتاب

روز بعد الیوت تلفن کرد که بیاید دنبالم، ولی من قبول نکردم و خودم بیهیچ مشکلی خانهی خانم ردلی را پیدا کردم. کمی دیر رسیدم، چون کسی قبلش به دیدنم آمده بود. از پلهها که بالا میرفتم، آنقدر سروصدا زیاد بود که پیش خودم گفتم مهمانی بزرگی است. وقتی فهمیدم با خودم فقط دوازده نفر آنجا هستند، حسابی متعجب شدم. خانم بردلی با لباس ساتن سبزی که به تن داشت و گردنبند پهن مرواریدی که به گردن انداخته بود، حسابی در مهمانی میدرخشید. الیوت هم در لباس شب خوشدوختش مانند همیشه جذاب و باوقار بود. وقتی با من دست داد، انگار همهی رایحههای عطرهای عربی یکجا به سمتم هجوم آوردند.
معرفی کتاب »» کتاب موش ها و آدم ها

جملات زیبا از کتاب لبه تیغ

 

»» جملات زیبا از کتاب لبه تیغ

از خودم می پرسم بهتر نبود من هم راهی را که دیگران رفته اند بروم و بگذارم هر چه بر سرم آمدنی ست، بیاید؟ و آن وقت به یاد آن آدمی می افتم که یک ساعت پیش پر از شور زندگی بود و اکنون مرده افتاده است. چقدر ظالمانه و بی معنی است. آدم بی اختیار از خود می پرسد: این زندگی چیست، چه معنایی دارد؟ (از کتاب لبه تیغ)

روز بعد الیوت تلفن کرد که بیاید دنبالم، ولی من قبول نکردم و خودم بی هیچ مشکلی خانه ی خانم ردلی را پیدا کردم. کمی دیر رسیدم، چون کسی قبلش به دیدنم آمده بود. از پله ها که بالا می رفتم، آنقدر سروصدا زیاد بود که پیش خودم گفتم مهمانی بزرگی است. وقتی فهمیدم با خودم فقط دوازده نفر آنجا هستند، حسابی متعجب شدم. خانم بردلی با لباس ساتن سبزی که به تن داشت و گردنبند پهن مرواریدی که به گردن انداخته بود، حسابی در مهمانی می درخشید. الیوت هم در لباس شب خوش دوختش مانند همیشه جذاب و باوقار بود. وقتی با من دست داد، انگار همه ی رایحه های عطرهای عربی یکجا به سمتم هجوم آوردند. (از کتاب لبه تیغ)

مفهوم آن برای من حقیقت و واقعیت است. آدم نمی تواند بگوید مطلق چه ها هست. فقط می تواند بگوید چه ها نیست… هیچ جا نیست و همه جا هست. همه چیز به آن دلالت می کند و متکی است. شخص نیست، شیء نیست، علت نیست، کیفیت ندارد. از بقا و دگرگونی، جزء و کل، محدود و لایتناهی همه فراتر است. اگر ابدی است، برای آن است که کمال آن به زمان بستگی نمی پذیرد. حقیقت و آزادی است. (از کتاب لبه تیغ)


> لینک کتاب لبه تیغ در سایت آمازون

> لینک کتاب لبه تیغ در سایت گودریدز


# خرید کتاب لبه تیغ با تخفیف

 

مشاهده قیمت و خرید کتاب لبه تیغ ترجمه شهرزاد بیات (نشر ماهی)

مشاهده پرفروش‌ترین‌ نشرِ کتاب لبه تیغ


دوستان عزیزم

شما می توانید نظرات و قسمت های زیبا یا جالب مربوط به کتاب لبه تیغ را در بخش نظرات با بقیه به اشتراک بگذارید.

#کتاب لبه تیغ

به این مطلب امتیاز دهید:

امتیاز شما به این مطلب

لطفا به این مطلب امتیاز دهید!

امتیاز کاربران: اولین نفری باشید که امتیاز می دهد!
معرفی کتاب »»
کتاب هنر شفاف اندیشیدن
منبع
wilkipediabritannica
برچسب ها

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

دکمه بازگشت به بالا
بستن