رمان خارجی

کتاب هابیت

هابیت (The Hobbit) نوشته جی. آر. آر. تالکین (J. R. R. Tolkien)، نویسنده مشهور فانتزی‌نویس انگلیسی است. هابیت‌ها یکی از مجموعه اقوام آمده در داستان‌های تالکین و به ویژه ارباب حلقه‌ها هستند. هابیت بعد از ارباب حلقه‌ها، از پرفروش‌ترین کتاب‌های فانتزی و حماسه‌های دنیا، به‌شمار می‌رود.


خرید کتاب هابیت


»» درباره کتاب هابیت

«در سوراخی داخل زمین، یک هابیت زندگی می‌کرد.» این چند کلمه، که در یک ورق هنگام تصحیح ورق‌های دانش آموزان، با خطی ناخوانا نوشته شد، تبدیل به یکی از پرفروش‌ترین کتاب‌های قرن بیستم شد.  کتاب «هابیت» جی.آر.آر. تالکین تاکنون به بیش از ۲۵ زبان زنده دنیا برگردانده شده‌است. هابیت پس از ارباب حلقه‌ها نوشته شده، اما ماجرای هابیت پیش از ارباب حلقه‌ها رخ داده‌است.

هابیت، یا آن‌جا و بازگشت دوباره، یک رمان تخیلی کودکان است که توسط نویسنده انگلیسی جی.آر. آر تالکین نوشته شده‌ است. این کتاب در ۲۱ سپتامبر سال ۱۹۳۷ منتشر شد و مورد استقبال منتقدین و خوانندگان قرار گرفت. همچنین نامزد دریافت Carnegie Medal شد و جایزه New York Herald Tribune را برای بهترین رمان نوجوانان دریافت کرد. این کتاب هم‌اکنون نیز در ادبیات کلاسیک کودکان جزو محبوب‌ترین آثار است.

داستان هابیت، در زمان کم‌رنگ شدن دنیای موجودات افسانه‌ای و قدرت گرفتن حکومت انسان‌ها قرار دارد. داستان درمورد هابیت خانه‌دوستی به نام بیلبو بگینز است که بر طبق یک درخواست، برای گرفتن سهم خود از گنجی گرانبها که توسط اسماگ اژدها به غنیمت گرفته شده است، به سفر می‌رود. سفر بیلبو، او را از سرزمین آرام و راحتش به محیطی شیطانی می‌برد. همراهان وی در این سفر گاندولف جادوگر و نوه پادشاه پیشین دورف‌ها یعنی تورین سپر بلوط و عموزادگان و دیگر دورف‌هایی که برای آزادسازی تنها کوه «اِرِبور» شاهزادهشان را همراهی می‌کنند هستند.

کوه اربور اکنون در چنگال اسماگ اژدهاست. دورف‌ها و بیل‌بو برای رسیدن به آنجا سختی‌های بسیاری را تحمل می‌کنند. همچنین در این سفر بیلبو در غاری که متعلق به گابلین هاست حلقه گرانبهایی که داستان ارباب حلقه‌ها دربارهٔ اوست را از گالم می دزدد و به این ترتیب چگونگی رسیدن حلقه به دست بیلبو در این داستان فاش می‌شود. در حین رسیدن گروه به تنهاکوه سردسته اورک‌ها یعنی آزوک پلید نیز به دستور سائورون در حال جمع‌آوری ارتش بزرگی می‌باشد تا با در اختیار گرفتن کوه اربور موقعیت خود را برای غلبه به اِلف‌ها و انسان‌ها و تمام موجودات مستحکم سازد…

این کتاب در زمره پرفروش‌ترین رمان‌های تاریخ قرار گرفته به‌طوری که طبق برآوردهای صورت گرفته تاکنون بیش از ۱۴۰ میلیون نسخه از آن در سرتاسر جهان به فروش رفته است. هابیت پس از داستان دو شهر و ارباب حلقه‌ها به‌عنوان پرخواننده‌ترین حماسه جهان به‌حساب می‌آید.

فیلم‌های سفر غیرمنتظره (۲۰۱۲)، برهوت اسماگ (۲۰۱۳) و نبرد پنج سپاه (۲۰۱۴) به کارگردانی پیتر جکسون از روی کتاب‌های هابیت ساخته شده‌اند.

درباره کتاب هابیت

 

»» درباره جی. آر. آر. تالکین

جان رونالد روئل تالکین (John Ronald Reuel Tolkien) ‏ (۳ ژانویهٔ ۱۸۹۲ در بلوم‌فونتین، آفریقای جنوبی – ۲ سپتامبر ۱۹۷۳) نویسنده، شاعر، زبان‌شناس و استاد دانشگاه بریتانیایی بود که به خاطر آثار خیال‌پردازی حماسی‌اش شناخته می‌شود. از معروف‌ترین کتاب‌های او می‌توان به هابیت، ارباب حلقه‌ها و سیلماریلیون اشاره کرد.

او از سال ۱۹۲۵ تا ۱۹۵۹، استاد زبان‌شناسی تاریخی در دانشگاه آکسفورد بود.

تالکین، علاوه بر کتاب‌های یادشده، که معروف‌تر و شناخته‌شده‌تر هستند، آثار داستانیِ دیگری به نام‌های ماجراهای تام بامبادیل و می‌رود راه پیوسته تا آن سو، فرزندان هورین، که عمدتاً پس از مرگش منتشر شدند، در مورد موضوعی که آن‌ها را رشته‌افسانه (Legendarium) می‌نامید و در اصل یک اسطوره‌شناسی خیالی برای گذشتهٔ دور زمین است، نوشته‌است.

او علاقهٔ وافری به ساختن زبان‌های علمی یا فراساخته داشت. او شاید تنها کسی باشد که ۱۵ زبان ساخته‌است؛ با این حال، توصیهٔ او به کسانی که علاقه‌مند به زبان بین‌المللی هستند این است که: «از اسپرانتو پشتیبانی کنید».

تالکین در جایی گفته‌است که انگیزه‌اش از نگارش کتاب‌های تخیلی‌اش (مانند ارباب حلقه‌ها) و به وجود آوردن میان زمین (Middle Earth) این بوده‌است که زبان‌های فراساختهٔ او در آن صحبت شود.

 

»» در بخشی از کتاب می‌خوانیم

روز بعد شیپورها اول وقت در اردوگاه طنین انداخت. طولی نکشید که قاصدی را دیدند که تک و تنها با شتاب از کوره راه پیش می‌آمد. هنوز فاصله‌اش زیاد بود که ایستاد و ندا داد و پرسید که آیا تورین حاضر است حرف‌های سفیر دیگری را بشنود، یا نه، چون خبرهای جدیدی رسیده که به کلی اوضاع را عوض کرده.

تورین که این را شنید، گفت :«حتما داین است! بو برده‌اندکه دارد می‌آید. حدس می‌زدم که این قضیه خلق‌و‌خودشان را عوض کند!» و خطاب به پیک فریا زد :«بگو وقتی می‌آیند تعدادشان کم باشد و بدون اسلحه بیایند، حرف‌شان را گوش می‌کنم.» حوالی ظهر بود که بیرق‌های جنگل و دریاچه را دیدند که یک بار دیگر جلو می‌آمد.

جملات زیبا از کتاب هابیت

 

»» جملات زیبا از کتاب هابیت

روزی روزگاری یک هابیت در سوراخی توی زمین زندگی می‌کرد. نه از آن سوراخ‌های کثیف و نمور که پر از دُم کرم است و بوی لجن می‌هد، و باز نه از آن سوراخ‌های خشک و خالی و شنی که تویش جایی برای نشستن و چیزی برای خوردن پیدا نمی‌شود؛ سوراخ، از آن سوراخ‌های هابیتی بود، و این یعنی آسایش.

صدای سوت ها بلند شد، جلنگ جلنگ زره، زنگ شمشیر، صدای فحش و بد و بیراه گابلین ها که این طرف و آن طرف می دویدند و روی هم می افتادند و از کوره در می رفتند. قشقرق و الم شنگه و بلوایی راه افتاده بود که نگو و نپرس. بیل بو خیلی وحشت کرده بود، اما عقل داشت بفهمد که چه اتفاقی افتاده و یواش خزید پشت یک بشکه پر از نوشابه، که برای قراول های گابلین گذاشته بودند آنجا، و خودش را از راه کشید کنار، که مبادا به او تنه بزنند و زیر دست و پا له بشود، یا دست یکی بخورد به او و بگیرندش.

یک در کاملاً گرد داشت مثل پنجره کشتی، که رنگ سبز خورده بود، با یک دستگیره زرد و براق و برنجی درست در وسط. در به یک تالار لوله مانند شبیه تونل باز می‌شد: یک تونل خیلی دنج، بدون دود و دم، با دیوارهای تخته کوب و کف آجر شده و مفروش، مجهز به صندلی‌های صیقل خورده، و یک عالمه، یک عالمه گل میخ برای آویختن کت و کلاه: این هابیت ما دلش غنج می‌زد برای دید و بازدید. تونل پیچ می‌خورد و تقریبا، اما نه کاملاً مستقیم در دامنه تپه – آن طور که همه مردم دور و اطراف به فاصله چندین و چند مایل به آن می‌گفتند تپه – پیش می‌رفت و می‌رفت و تعداد زیادی در گرد کوچک، اول از این طرف و بعد از طرف دیگرش رو به بیرون باز می‌شد.

اگر اژدها را در تنگنا دیده باشید، آن وقت پی می برید که این حرف در مورد هابیت ها فقط نوعی مبالغه ی شاعرانه است، حتی در مورد عمو بزرگ پدری باباتوک، یعنی بال روئر، که آنقدر عظیم الچثه بود (البته در مقایسه با هابیت های دیگر) که می توانست سوار اسب شود. بال روئر بود که به صفوف گابلین های کوه گرام در نبرد دشت های سبز حمله برد و سرشاه آنها گلفیم را با یک گرز چوبی کاملا از تن جدا کرد. این سر صد متری توی هوا پرواز کرد و داخل یک لانه ی خرگوش افتاد و به این ترتیب پیروزی در نبرد به دست آمد و درست هم زمان با آن بازی گلف اختراع شد.

از آنجا که کس دیگری را نداشت تا با او صحبت کند، همیشه با خودش حرف می‌زد.

صدای سوت ها بلند شد، جلنگ جلنگ زره، زنگ شمشیر، صدای فحش و بد و بیراه گابلین ها که این طرف و آن طرف می دویدند و روی هم می افتادند و از کوره در می رفتند. قشقرق و الم شنگه و بلوایی راه افتاده بود که نگو و نپرس. بیل بو خیلی وحشت کرده بود، اما عقل داشت بفهمد که چه اتفاقی افتاده و یواش خزید پشت یک بشکه پر از نوشابه، که برای قراول های گابلین گذاشته بودند آنجا، و خودش را از راه کشید کنار، که مبادا به او تنه بزنند و زیر دست و پا له بشود، یا دست یکی بخورد به او و بگیرندش.

روز خوشی برایم آرزو می‌کنی، یا منظورت این است که امروز روز خوشی است، چه من دلم بخواهد و چه نخواهد؛ یا این‌که امروز حالت خوش است؛ یا این‌که روزی است که می‌شود در آن خوش بود؟»

تورین گفت: «خوبی تو خیلی زیادتر از آن است که خودت می‌دانی، فرزندِ غربِ مهربان. و کمی شجاعت و کمی هم حکمت با آن مخلوط شده. اگر خیلی از ماها به خوردن و شادی کردن و ترانه خواندن بیشتر بها می‌دادیم تا اندوختن طلا، آن وقت دنیای ما شادتر از این‌ها بود. ولی چه غم‌انگیز، چه شاد، حالا باید ترک‌اش کنم. الوداع!»

آن دوردورها، تنهاکوه در مرز افق دیده می‌شد. بر روی قله بلندش برف‌های آب نشده به رنگ سفید می‌درخشید.
بیل‌بو گفت: «این طور است که برف بعد از آتش می‌بارد، و حتی کار اژدها جماعت هم یک روز تمام می‌شود!»


> لینک کتاب هابیت در سایت آمازون

> لینک کتاب هابیت در سایت گودریدز


# خرید کتاب هابیت با تخفیف

خرید کتاب هابیت (پرفروش‌ترین‌)


دوستان عزیزم

شما می توانید نظرات و قسمت های زیبا یا جالب مربوط به کتاب هابیت را در بخش نظرات با بقیه به اشتراک بگذارید.

#کتاب هابیت

به این مطلب امتیاز دهید:

امتیاز شما به این مطلب

لطفا به این مطلب امتیاز دهید!

امتیاز کاربران: 4.55 ( 1 رای)
معرفی کتاب »»  کتاب 1984
منبع
wilkipediawilkipediaimdb
برچسب ها

نوشته های مشابه

پاسخی بگذارید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

همچنین ببینید
بستن
دکمه بازگشت به بالا
بستن