رمان ایرانی

کتاب چراغ‌ ها را من خاموش می‌کنم

زویا پیرزاد

چراغ ها را من خاموش می کنم رمانی ایرانی به نوشته زویا پیرزاد (ارمنی: Զոյա Փիրզադ) است. این کتاب یکی از پرفروش ترین رمان های معاصر است. شاید بتوان مدعی شد که برای اولین بار در این رمان بود که یک نویسنده زن ایرانی از تردیدهای یک زن متاهل نوشت. قهرمان کتاب زنی است که با ورود یک غریبه به محل زندگی اش و توجه ای که این مرد شاید ناخودآگاه به او دارد دچار یک شک و تردید در برداشت خود از زندگی متاهلی خود می شود. فضای رمان که آبادان قبل از انقلاب است و ارمنی بودن شخصیت های رمان به جذابیت های روایت چراغ ها را من خاموش می کنم افزوده است. همچنین این کتاب در مقاله بهترین رمان های ایرانی معرفی شده است.


خرید کتاب چراغ‌ها را من خاموش می‌کنم


»» درباره‌ی کتاب

کتاب چراغ ها را من خاموش می کنم که بیش از هشتاد و هشت بار تجدید چاپ شده است، اثر نویسنده‌ای به‌نام زويا پيرزاد است. این رمان درمورد زندگی چند خانواده‌ی ارمنی ساکن آبادان در دهه‌ی ۴۰ است.

قصه از زبان زن خانه‌داری به‌نام کلاریس روايت می‌شود. کلاريس در اين قصه، روزمرگی‌هايش، روابط خانوادگی و يک‌نواختی زندگی‌ای را که هر زن خانه‌داری با آن دست‌وپنجه نرم می‌کند، روایت می‌کند. نویسنده‌ی این کتاب در پرداختن به جزئیات، به‌قدری هنرمندانه عمل کرده است که تنها خواندن تمام‌وکمالِ کتاب است که ما را در جریان جزئیات زندگی کلاریس، خستگی و روزمرگی‌هایی که به دلش چنگ می‌زند، قرار می‌دهد.

در خلال روایت این روزمرگی‌های ملال‌آور، کلاريس، قصه‌ی سه خانواده‌ی ديگر را که با آنها در ارتباط است، بازگو می‌کند. نقطه‌ی عطف داستان با آمدن اميل و دخترش امیلی و مادر پیرش به خانه‌ای در همسايگی آنها آغاز می‌شود و داستان را وارد مرحله‌ی جدید و پرکششی می‌کند.

زويا پيرزاد در اين کتاب جزئيات يک زندگی و پيچيدگی‌های ذهنی يک زن را به‌تصوير کشيده است. زبان ساده، نثر روان و هنرمندی در انتقال احساس زنانگی و فرازونشيب‌های زندگی زنانه، اين کتاب را ملموس و محبوب کرده است.

زویا پیرزاد در این رمان، بیشترِ توجه خود را به زنان و مادرانی معطوف کرده که حضورشان در کنار اعضای خانواده و دوستان حکم وظيفه را پیدا کرده است. همه از چنین زنانی انتظار دارند و آنها به‌تنهايی بار مسئوليت زندگی را بر دوش می‌کشند. همچنین گاهی حضورشان به‌عنوان يک فرد، مستقل از همسر يا مادربودن، فراموش می‌شود. این مسئله آن‌قدر بديهی است که حتی خود ما نیز در طول قصه بارها نام کلاریس را از خاطر می‌بریم.

»» در قسمتی از کتاب می خوانیم

آرمن نگاه به سقف پرسید: «تو و پدر قبل از اینکه عروسی کنید عاشق هم شدید؟» هول شدم، سؤال ناگهانی، رفتار پیش‌بینی نشده و هر چیزی که از قبل خودم را برایش آماده نکرده بودم، دستپاچه‌ام می‌کرد و آرمن خدای این کارها بود. حالا به سقف زل زده بود و منتظر جواب من بود. پا شدم و کنار پنجره ایستادم. یاد روزهای گذشته‌ام افتادم که دبیر جبر قرار نبود از من درس بپرسد و پرسیده بود و بلد نبودم معادله‌ی روی تخته سیاه را حل کنم. نگاه‌های همکلاسی‌ها را پشت سرم حس می‌کردم و از زیر چشم دبیر ریاضیات را می‌دیدم که بی‌حوصله و منتظر با انگشت روی میز ضرب یورتمه گرفته بود. خیس عرق بودم و قلبم به‌شدت توی دلم می‌زد. می‌گفتم خدایا کمکم کن این لحظه‌ها را زود بگذرانم… چشم به درخت کُنار و پشت به پسرم گفتم: «من هم مثل تو از ریاضی خوشم نمی‌اومد»

معرفی کتاب »» کتاب عادت می کنیم
جملات زیبا از کتاب چراغ‌ها را من روشن می‌کنم

 

»» جملات زیبا از کتاب چراغ‌ها را من خاموش می‌کنم

این روزها به پیشگویی درست ویرجینیا وولف زیاد فکر می‌کنم. حالا تقریبا بسیاری از ما زنان اتاقی از آن خود داریم و اندکی کمتر از پانصد پوند در سال. حالا گیرم چند ریال کمتر یا بیشتر. حالا در اتاق بسیار کوچکی از آن خود نشسته‌ام. روزی آفتابی و معمولی ست مثل همه روزهای آفتابی و معمولی. ساعت سه بعدازظهر است و مثل همه ساعت‌های سه عصر پر از سکوت و تردید و پایان و آغاز. نشسته‌ام رو به روی مانیتور. زیاد به ذهن بازیگوش فرصت نمی‌دهم احساسات‌نگاری کند. مقدمه جای این حرف‌ها نیست، می‌دانم. باید خودم را جمع و جور کنم و یادداشت‌هایم را ردیف کنم رو به رویم و زود بروم سر اصل مطلب؛ اصل کتاب. کتاب درباره زویا پیرزاد است و آثارش. نه، جمله درستی نیستو این را به محض نوشتن می‌فهمم. اما پاکش نمی‌کنم. می‌گذارم باشد تا شما که می‌خوانید، شاهکار کلنجار رفتن منتقد با جمله‌های خودش باشد. منتقد همان قدر با جمله‌های خودش ور می‌رود که با جمله‌های اثری که نقد می‌کند. لحنم اینجا کمی شبیه حزن‌انگیزی لحن منتقد فرانسوی محبوبم سنت بو شد وقتی که سرنوشت غمناک منتقد را در دو استعاره ناب خلاصه می‌کند: یهودی سرگردان و کولی دوره‌گرد.


> لینک کتاب چراغ‌ها را من خاموش می‌کنم در سایت آمازون

> لینک کتاب چراغ‌ها را من خاموش می‌کنم در سایت گودریدز


# خرید کتاب چراغ‌ها را من خاموش می‌کنم با تخفیف

 

خرید کتاب چراغ‌ها را من خاموش می‌کنم اثر زویا پیرزاد (نشر مرکز)


دوستان عزیزم

شما می توانید نظرات و قسمت های زیبا یا جالب مربوط به کتاب چراغ‌ها را من خاموش می‌کنم را در بخش نظرات با بقیه به اشتراک بگذارید.

#کتاب چراغ‌ها را من خاموش می‌کنم 

به این مطلب امتیاز دهید:

امتیاز شما به این مطلب

لطفا به این مطلب امتیاز دهید!

امتیاز کاربران: 4.58 ( 2 رای)
معرفی کتاب »»
کتاب قهوه‌ی سرد آقای نویسنده
منبع
wilkipedia
برچسب ها

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

دکمه بازگشت به بالا
بستن