رمان خارجی

کتاب جستار هایی در باب عشق

آلن دوباتن

جستار هایی در باب عشق (Essays in Love)، رمانی فلسفی و عاشقانه نوشته ی آلن دوباتن (Alain de Botton) است که نخستین بار در سال 1993 به چاپ رسید. راوی داستان این رمان در پروازی از پاریس به لندن، عاشق دختری به نام کلوئی می شود. او کاملاً می داند که شیفته و دلباخته ی موهای خرمایی، چشمان سبز و نظرات کلوئی درباره ی کتاب «هستی و زمان» اثر هایدگر شده است. آلن دوباتن در این داستان به یاد ماندنی، به شکلی ژرف و شگفت انگیز به تحلیل و بررسی احساسات درگیر در رابطه ای عاشقانه می پردازد؛ رابطه ای آنقدر قابل باور و ملموس که تمامی مخاطبین قادر خواهند بود خود را جای یکی از شخصیت های کتاب تصور کنند. دوباتن در کتاب جستارهایی در باب عشق با بهره گیری از نظرات ارسطو، سارتر، ويتگنشتاين و گروچو مارکس، داستان عاشقانه ای بسیار خلاقانه و پرجزئیات خلق کرده که از دریچه ی فلسفه مورد پرداخت قرار گرفته است.


خرید کتاب جستار هایی در باب عشق


»» درباره کتاب جستار هایی در باب عشق

کتاب جستارهایی در باب عشق اثر برجسته و شناخته شده‌ی آلن دوباتن است که با نگاهی فلسفی موضوع عشق را از زوایای مختلف مورد بررسی قرار می‌دهد.

ماجرای کتاب جستارهایی در باب عشق درباره زن و مردی است که به طور اتفاقی در پروازی کنار هم قرار می‌گیرند و پس از اینکه گفت‌و‌گویی کاملا عادی میان آن‌ها شکل می‌گیرد، بیشتر به هم توجه می‌کنند و بعد از پایان پرواز نیز تصمیم می‌گیرند همدیگر را ملاقات کنند.

در ادامه این دو نفر بیشتر با هم آشنا می‌شوند، سعی می‌کنند همدیگر را تحت‌ تاثیر قرار دهند و کارهایی برای هم انجام دهند. رفته رفته عاشق می‌شوند و دیگر جنبه‌های این رابطه خود را نمایان می‌کند. درگیری‌ها و فراز و نشیب‌هایی را تجربه می‌کنند و… آلن دوباتننیز در این مسیر از ابتدا همه‌ی رفتارها، احساسات، واکنش‌ها و هر آنچه را که در یک رابطه عاشقانه مهم و قابل توجه باشد زیر نظر می‌گیرد و به بررسی آن می‌پردازد.

دوباتن در کتاب جستارهایی در باب عشق با بهره‌گیری از نظرات ارسطو، سارتر، ویتگنشتاین و گروچو مارکس، داستان عاشقانه‌ای بسیار خلاقانه و پر جزئیات خلق کرده که از دریچه‌ی فلسفه مورد پرداخت قرار گرفته است.

کتاب جستارهایی در باب عشق به شما در گرفتن تصمیم‌های درست و جلوگیری از اشتباهات احتمالی در یک رابطه‌ی عاطفی بسیار کمک می‌کند، خواندن آن را از دست ندهید.

معرفی کتاب »» کتاب بیشعوری

درباره کتاب جستار هایی در باب عشق

 

»» بخشی از کتاب

وقتى از موضع عشق یک‌ سویه به کسى (یک فرشته) نگاه مى‌کنیم و در مورد لذت‌هایى خیال‌پردازى مى‌نماییم که از بودن با او در بهشت ممکن است ارزانى ما نشود، آن وقت ناخودآگاه مستعد آن هستیم تا یک خطر بزرگ را نادیده بگیریم. اینکه اگر او هم به عشق‌مان جواب مثبت بدهد، ممکن است بسیار زود جذابیتش براى ما رنگ ببازد. ما به این دلیل عاشق مى‌شویم که مشتاقیم به همراه کسى که به اندازه بدى‌هاى خودمان خوب و ایده‌آل است از فساد خودمان بگریزیم. خب، اما اگر این فرد روزى برگردد و به عشق ما جواب مثبت بدهد، آن وقت چه؟ فقط مى‌توانیم شوک‌زده شویم. در این صورت آن موجود الهى، آن طور که ما امید داشتیم چگونه مى‌تواند این قدر بد سلیقه باشد که فردى مثل ما را دوست داشته باشد؟ اگر براى عاشق شدن، باید باور داشته باشیم که معشوق به طریقى از ما برتر است، وقتى که عشق‌مان پاسخ مثبت بگیرد، آیا با یک تناقض تلخ و ظالمانه روبه‌رو نمى‌شویم؟ اگر او واقعا این قدر شگفت‌انگیز است، چطور مى‌تواند فردى مثل من را دوست داشته باشد؟

2 براى دانشجویان روان‌شناسى عشق هیچ زمانى غنى‌تر از حال و هوا و گیجى صبح روز بعد از واقعه وجود ندارد. اما کلوئه در مقایسه با گیجى زمان بیدار شدن از خواب کارهاى مهم‌ترى داشت. او به حمام مجاور اتاق خواب رفته بود تا موهایش را بشورد و من از صداى برخورد آب بر روى کاشى‌هاى حمام بیدار شدم. در تخت ماندم، و خودم را در میان هیئت و رایحه به جاى مانده‌ى او در ملحفه‌ها غرق کردم. صبح شنبه بود و پرتوهاى بى‌رمق خورشید ماه دسامبر از پشت پرده‌ها به درون اتاق مى‌تابیدند. این براى من یک امتیاز بود که در حریم و منزل او به خود پیچیده بودم و به چیزهایى نگاه مى‌کردم که زندگى روزانه‌ى او را پر مى‌کند، به دیوارهایى که هر روزه رو به آن‌ها از خواب بلند مى‌شود، به ساعت شماطه‌دارش، به بسته آسپرین، و به ساعت مچى و گوشواره‌هایش که بر روى پاتختى نمایان بود. عشق من در قالب شیفتگى به چیزهاى متعلق به کلوئه تجلى یافته بود. شیفتگى به نشانه‌هاى مادى یک زندگى که هنوز مى‌بایست به طور کامل آن را کشف مى‌کردم.

اما به نظر مى‌رسید بى‌نهایت غنى است، و سرشار از شگفتى‌ها، زیرا موجودى خارق‌العاده همه روزه آن‌ها را لمس مى‌کرد. در یک گوشه اتاق یک رادیوى زرد درخشان قرار داشت، یک پوستر از نقاشى‌هاى ماتیس که بر یک صندلى تکیه داشت. لباس‌هاى دیشب‌اش که در کمد نزدیک آینه آویزان بودند. یک ستون کتاب‌هاى جلدِ نرم که بالاى قفسه روى هم چیده شده بودند و کمى آن طرف‌تر کلیدها و کیف دستى، یک بطرى آب معدنى و گوپى فیل عروسکى بر روى کشویى جاى داشتند. با نوعى شیفتگى خاص، نسبت به هر چیزى که متعلق به او بود عاشق شده بودم. همه‌ى آن‌ها مسحور کننده، برازنده، و متفاوت از همه‌ى چیزهایى بودند که آدم مى‌توانست به شکل عادى در فروشگاه‌ها خریدارى کند.

معرفی کتاب »» کتاب راز

جملات زیبا از کتاب جستار هایی در باب عشق

 

»» جملات زیبا از کتاب جستار هایی در باب عشق

اگر سیاست و عشق آغازی سرخوشانه داشته باشند، پایانشان معمولا خونین می شود!

اشتباه من در این بود که سرنوشت عاشق شدن را، با سرنوشت عاشق شدن به شخصی خاص، مغشوش کرده بودم. خطا در این بود که تصور می کردم این کلوئه است و نه عشق که اجتناب ناپذیر است. (از کتاب جستار هایی در باب عشق)

آدم باید با توقعات برابر به یه رابطه متعهد بشه، همون اندازه کوتاه بیاد که طرف مقابلش حاضره – نه این که یکی فقط بخواد خودشو سرگرم کنه و دیگری دنبال عشق واقعی باشه. به نظر من از اینجاست که تمام رنج ها شروع می شه. (از کتاب جستار هایی در باب عشق)

وقتی عاشق می‌شویم، تصادف‌های طبیعی زندگی را، پشت حجابی از هدفمندی پنهان می‌کنیم. هرچند اگر منصفانه قضاوت کنیم، ملاقات با ناجی‌مان کاملا تصادفی و ناگزیر غیر ممکن است، اما با اصرار می‌ورزیم که این رخداد از ازل در طوماری ثبت‌شده بوده و اینک در زیر گنبد مینابب به آهستگی از هم باز می‌شود. (با دست خودمان) سرنوشتی می‌بافیم تا از اضطراب ناشی از این واقعیت که هر حکمتی در زندگی‌مان هرچند اندک، ساخته‌ی خود ماست، نجات پیدا کنیم، (و فراموش می‌کنیم) که طوماری (و طبعا سرنوشت از پیش تایین شده ای) وجود ندارد؛این که چه کسی را در هواپیما ملاقات بکنیم یا نکنیم حکمتی جز آنچه خودمان به آن اطلاق می‌کنیم ندارد. به عبارت دیگر می‌خواهیم از اضطراب ناشی از این‌که کسی زندگی‌نامه ما را ننوشته و عشق‌های ما را بیمه نکرده است، پرهیز کنیم.

اشتباه من در این بود که میان سرنوشت عاشق شدن، با سرنوشت عاشق شدن به شخصی خاص را، فرق نگذاشته بودم. خطا در این بود که تصور می‌کردم این کلوئه است و نه عشق که اجتناب ناپذیر است. لیکن برداشت جبرگرایانه‌ی من از ابتدای ماجرایمان دست‌کم یک چیز را ثابت می‌کرد: این که من عاشق کلوئه بودم. نهایتا لحظه‌ای که در می‌یافتم ملاقات یا عدم ملاقات ما دو نفر تصادفی بیش نبوده، لحظه‌ای بود که دیگر احساس یک عمر به سر بردن با او را از دست می‌دادم. در نتیجه دیگر عاشقش نبودم. (از کتاب جستار هایی در باب عشق)


> لینک کتاب جستار هایی در باب عشق در سایت آمازون

> لینک کتاب جستار هایی در باب عشق در سایت گودریدز


# خرید کتاب جستار هایی در باب عشق با تخفیف

 

مشاهده قیمت و خرید کتاب جستار هایی در باب عشق ترجمه گلی امامی (نشر نیلوفر)

مشاهده پرفروش‌ترین‌ نشرِ کتاب جستار هایی در باب عشق


دوستان عزیزم

شما می توانید نظرات و قسمت های زیبا یا جالب مربوط به کتاب جستار هایی در باب عشق را در بخش نظرات با بقیه به اشتراک بگذارید.

#کتاب جستار هایی در باب عشق

به این مطلب امتیاز دهید:

امتیاز شما به این مطلب

لطفا به این مطلب امتیاز دهید!

امتیاز کاربران: 4.6 ( 1 رای)
معرفی کتاب »»  کتاب نمی‌گذارم کسی اعصابم را به‌ هم بریزد
برچسب ها

نوشته های مشابه

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

دکمه بازگشت به بالا
بستن