کسب و کار

کتاب کار عمیق

کال نیوپورت

کار عمیق ؛ قوانینی برای تمرکز در دنیایی آشفته (Deep Work) اثر کال نیوپورت (Cal Newport) است. او در کتاب کار عمیق درباره‌ی کار عمیق و متمرکز، و نتایجی کار کردن به صورت متمرکز حرف زده است. این مهارتی است که به شما امکان می دهد تا به سرعت بر اطلاعات پیچیده تسلط داشته باشید و در زمان کمتری نتایج بهتری کسب کنید. در واقع کال نیوپورت در اثر کار عمیق عنوان میدارد که هرگاه بدون حواس پرتی و با تمرکز بالا روی هر مسئله ای تمرکز شود ، این فرآیند باعث می شود شما در آنچه انجام می دهید بهتر عمل کنید و حس رضایت معمولی که ناشی از کار انجام مسئولیت فردی است را است در فرد فراهم می کند. به طور خلاصه ، کار عمیق مانند یک قدرت فوق العاده در اقتصاد قرن بیست و یکم با این حجم از رقابت بین بشر می باشد.

کار عمیق از زمان انتشار در لیست پرفروش‌های نیویورک تایمز، وال استریت ژورنال و آمازون قرار گرفته است.


خرید کتاب کار عمیق


»» درباره کتاب کار عمیق

نیوپورت در ابتدای کتاب مفهوم  کار عمیق و کار سطحی را به طور جداگانه به مخاطبش معرفی می‌کند.  کار عمیق طبق نظر نیوپورت اینگونه تعریف می‌شود: «فعالیت حرفه‌ای که با تمرکز کافی و بدون حواس‌پرتی انجام می‌گیرند  و نهایت استفاده را از ظرفیت‌های شناختی شما می‌برند. این تلاش‌ها به ایجاد ارزش‌های جدید و تقویت مهارت‌های شما می‌انجامد و کپی کردن آن بسیار دشوار است.» اما کار سطحی ارزش بسیار کمتری دارد و افراد مختلف می‌توانند به راحتی ان را انجام دهند. کارهای سطحی نمی‌توانند تغییرات بزرگی یا سودآوری عظیمی ایجاد کنند. کارهای سطحی از آنجایی که چالش برانگیز نیستند، می‌توانند با تمرکز پایین هم انجام شوند و قابل تکرار برای دفعات بیشمار هستند.

نیوپورت در معرفی ویژگی و آفت‌های انجام کار سطحی توضیح می‌دهد که بعد انجام کارهای سطحی برای مدت زمان طولانی ، مغز انسان عادت می‌کند با تمرکز پایین و حواس‌پرتی کارها را انجام دهد و بازگشت به کار عمیق در این حالت بسیار دشوار خواهد بود. او تاکید می‌کند در دنیای امروزی شبکه‌های اجتماعی و اینترنت بزرگ‌ترین عامل در حواس‌پرتی و کاهش تمرکز افراد است و اینترنت همواره بخشی از ذهن افراد را به خود مشغول کرده است به طوری‌که افراد بسیاری در انجام کار عمیق ناتوان شده‌اند.

درباره کتاب کار عمیق

خرید کتاب کار عمیق


»» درباره‌ی کال نیوپورت

کالوین نیوپورت در سال 1982 متولد شده است. او دانشیار رشته‌ی علوم کامپیوتر دانشگاه جورج تاون در شهر واشنگتن است. کال در کنار کار آکادمیک مقالات و کتاب‌هایی درباره‌ی ارتباط تکنولوژی و جامعه نیز می‌نویسد. بخش زیادی از نوشته‌های کالوین نیوپورت به بررسی تاثیر تکنولوژی‌های نوین بر توانایی افراد در انجام کارهای مفید و سودآور و هم‌چنین هنر زندگی کردن آن‌ها اختصاص دارد. او بیش از ده سال است که نظریاتش را در .بلاگ شخصی‌اش منتشر می‌کند و طبیعتا آنچنان به نوشته‌هایش معتقد است که بر کارش تمرکز دارد و هیچ فعلی در شبکه‌های اجتماعی ندارد. نیوپورت تاکنون 6 کتاب منتشر کرده است. آخرین کتاب او «دیجیتال مینیمالیسم» نام دارد که توانست به یکی از پر فروش‌ترین کتاب‌های نیویورک تایمز تبدیل شود. از دیگر آثار او می‌توان به «چگونه در کالج برنده شویم؟»، «چگونه به دانش‌آموزی‌ درجه یک تبدیل شویم؟»، «چگونه به ستاره‌ی دبیرستان تبدیل شویم؟» و «چه خوب آن‌ها نمی‌توانند تو را نادیده بگیرند» اشاره کرد.

»» کتاب کار عمیق نیوپورت از نگاه منتقدان

شاید در سال‌های اخیر و قبل از نیوپورت نویسندگان دیگری هم سراغ موضوع تاثیر شبکه‌های اجتماعی بر کار و زندگی روزمره افراد جوامع مختلف رفته بودند اما دیدگاه جامع،کاربردی و متفاوت کال نیوپورت کتاب کار عمیق را  مورد توجه منتقدان زیادی قرار داد.

منتقد نشریه نیویورک تایمز درباره نیوپورت نوشت: «به عنوان کسی که در این حوزه فعالیت دارم، کال نیوپورت  در حوزه‌ی نویسندگان کتاب‌های خودشناسی فوق‌العاده و بی بدیل است.»

نویسنده‌ی نشریه وال استریت تاکید کرد نیوپورت مسیری متفاوت برای انتشار این کتاب انتخاب کرده است: «کتاب کار عمیق به دو نکته‌ی مهم دست یافته است: اول این‌که مسیر دست یافتن به ثروت را بدون استناد به روش‌های آبکی و کلیشه‌ای  برای خواستارانش روشن کرده است. دوم این‌که آقای نیوپورت بدون اینکه شبیه به یک احمق به نظر برسد در مقابل روش مریض تفکرگروهی ایستاده است.»

دِرِک سیوِرز، کارآفرین هم نیوپورت را تحسین کرد و نوشت:  «دقیقا همان موقعی که فکر می‌کنید همه‌چیز را در این باره می‌دانید، کتاب کار عمیق با مطالب منحصر به فردش مثل سیلی به صورتتان می‌خورد. قانون شماره‌ی سه کتاب که بحث ضد-سود را مطرح می‌کند اندازه‌ی کل قیمت کتاب ارزش‌مند است.»

»» در بخشی از کتاب می‌خوانیم:

ریک فورر آهنگر است. او متخصص شیوه‌های فلزکاری باستانی و قرون وسطایی است که در کارگاهش به نام «در کانتی فورج وورکز» با مشقت آن‌ها را بازسازی می‌کند. فورر هنرش را اینگونه توضیح می‌دهد: «تمام کارهایم را با دست انجام می‌دهم و از ابزارهایی استفاده می‌کنم که توانم را، بدون محدود کردن خلاقیتم یا تعاملم با مواد اولیه، چند برابر می‌کنند. کاری که ممکن است برای من، 100 ضربه‌ی دست طول بکشد، می‌تواند در یک دستگاه بزرگ پرس با یک ضربه انجام شود. این با هدف من در تناقض است و برای رسیدن به این هدف، تمام کارهای من، شواهدی از دو دستی را نشان می‌دهند که آن‌ها را ساخته‌اند».

در سال 2012، شبکه‌ی پی‌بی‌اس برنامه‌ی مستندی تهیه کرد که نگاهی اجمالی به دنیای فورر ارائه می‌داد. در این برنامه متوجه می‌شویم که او در انبار غله‌ای، در مزرعه‌ای روستایی در ایالت ویسکانسین که به کارگاه تبدیل شده است، کار می‌کند، در جایی نه چندان دور از منظره‌ی دریاچه‌ی میشیگان. فورر، اغلب در‌های انبار را باز می‌گذارد (یک احتمال این است که برای خارج کردن گرمای کوره‌ها این کار را انجام می‌دهد) و به این ترتیب، تلاش و زحماتش در کارگاه در کنار قابی از زمین‌های مزرعه که تا افق امتداد دارند، قرار می‌گیرند.

این محیط، دلپذیر است، اما در اولین برخورد، کاری که آن جا انجام می‌شود، می‌تواند خشن به نظر برسد. فورر، در مستند تلاش می‌کند تا یک شمشیر عصر وایکینگ را بازسازی کند. او با استفاده از یک تکنیک 1500 ساله برای گداخته کردن فولاد شروع می‌کند. نتیجه، شمشی است که خیلی بزرگ‌تر از سه یا چهار عدد گوشی هوشمند که روی هم چیده شده باشند، نیست. پس از آن، این شمش متراکم، باید به شکل یک تیغه‌ی شمشیر بلند و ظریف دربیاید و جلا داده شود.

معرفی کتاب »» باشگاه پنج صبحی ها

جملات زیبا از کتاب کار عمیق | کال نیوپورت

»» جملات زیبا از کتاب کار عمیق

در تاریخ کمی نزدیک‌تر، وودی آلن نویسنده و کارگردان معروف را در نظر بگیرید. در چهل و چهار سال بین 1969 تا 2013 او چهل و یک فیلمنامه نوشت و کارگردانی کرد که بیست و سه بار نامزد دریافت جایزه‌ی اسکار شد. این حجم از نبوغ در کار هنری واقعا غیرقابل باور است. در آن سال‌ها، وودی آلن اصلا رایانه نداشت و به دور از مزاحمت‌های وسایل الکترونیکی، فیلم‌نامه‌هایش را با ماشین تایپ قدیمی، مدل المپیا اس ام 3 می‌نوشت. پیتر هیگز، فیزیکدان و نظریه‌پرداز هم مثل وودی آلن به دور از دنیای رایانه‌ها کار می‌کرد به طوری‌که وقتی اعلام شد جایزه‌ی نوبل را کسب کرده، روزنامه‌‌نگار‌ها نمی‌توانستند او را پیدا کنند.

رابطه‌ی بین کار عمیق و همکاری، مهارت می‌طلبد.

دو توانایی اصلی برای رشد در اقتصاد جدید
1) توانایی سریع ماهر شدن در کارهای سخت.
2) توانایی تولید در سطح ممتاز، هم از نظر کیفیت و هم از نظر سرعت.

کار عمیق به شما کمک می‌کند تا کاری در سطح ممتاز ارائه کنید.

اگر به ذهنتان چیزی معنادار بدهید که در تمام ساعات بیداری‌تان روی آن کار کند، روزتان را به صورت کامل‌تری تمام خواهید کرد و روز بعد را با آرامش بیشتری شروع می‌کنید، نسبت به اینکه به ذهنتان اجازه دهید که برای ساعت‌ها در حالتی نیمه آگاهانه و بدون ساختار، وبگردی بپردازد.

اگر نمی‌توانید یاد بگیرید، نخواهید توانست پیشرفت کنید.

کار عمیق به شما کمک می‌کند تا مطالب دشوار را به سرعت بیاموزید.

توانایی انجام کارهای عمیق به طور فزاینده‌ای در حال کمیاب شدن است و دقیقاً در همان زمان در اقتصاد ما، به طور فزاینده‌ای در حال ارزشمند شدن است. در نتیجه، افراد کمی که این مهارت را پرورش می‌دهند و سپس آن را محور اصلی زندگی کاری خود قرار می‌دهند، پیشرفت خواهند کرد. (از کتاب کار عمیق)

یادگیری، نیاز به تمرکز شدید دارد.

در میان حواس‌پرتی‌ها استراحت نداشته باشید؛ بلکه در میان تمرکزها استراحت کنید.

نیچه گفت: «تنها ایده‌هایی که از طریق پیاده‌روی به دست می‌آیند، ارزش دارند»

البته که کار عمیق، محدود به اتفاقات تاریخی یا فرار از تکنولوژی نیست. مدیرعامل مایکروسافت، بیل گیتس، دو بار در سال، «هفتهٔ تفکر» برگزار می‌کند که طی آن، خودش را از دیگران جدا می‌کند (اغلب در کلبه‌ای کنار دریاچه)، تا به جز مطالعه و فکر کردن به اندیشه‌های بزرگ، کار دیگری انجام ندهد. (از کتاب کار عمیق)

برای تولید در بالاترین سطح خودتان، نیاز دارید که مدت طولانی با تمرکز کامل و بدون حواس‌پرتی روی یک وظیفه، کار کنید. به بیان دیگر، نوع کاری که عملکرد شما را بهینه می‌کند، کار عمیق است. اگر عمیق بودن به مدت طولانی، برایتان راحت نباشد، دشوار خواهد بود که عملکردتان را به سطح بالایی از کیفیت و کمیت برسانید که به طور فزاینده‌ای برای پیشرفت حرفه‌ای ضروری است. (از کتاب کار عمیق)

کار عمیق، بخشی از ظاهرسازی‌های نوستالژیک نویسندگان و فیلسوفان اوایل قرن بیستم نیست. بلکه مهارتی است که امروزه ارزش زیادی دارد.

«اگر زندگی‌ام را به نحوی سازماندهی کنم که بتوانم زمان‌های طولانی، متوالی و بدون وقفهٔ زیادی به دست آورم، می‌توانم رمان بنویسم. [اگر به جای آن، زمان‌های پراکندهٔ زیادی داشته باشم] چه چیزی جایگزین آن می‌شود؟ به جای رمانی که مدتی طولانی زبانزد خواهد بود… یک دسته از پیام‌های الکترونیکی وجود خواهد داشت که برای افراد مختلف فرستاده‌ام.» (از کتاب کار عمیق)

نابغه‌ها فقط وقتی عملکرد عالی داشتند که تمام توانایی خود را به موضوعی اختصاص می‌دادند که تصمیم داشتند خودشان را در آن نشان دهد.

عادت معمول کار کردن در حالت نیمه حواس‌پرتی، عملکرد شما را به طور بالقوه خراب می‌کند

اکثر مردم تصور می‌کردند (و هنوز هم برخی این تصور را دارند) که استراحت کردن باعث شاد شدن آنها می‌شود. ما می‌خواهیم کمتر کار کنیم و زمان بیشتری را در تختخواب صرف کنیم. اما نتایج مطالعات ESM چیک‌سنت‌میهایی نشان می‌دهد که این تصور اشتباهی است که بیشتر مردم مرتکب آن می‌شوند:
به طرز عجیبی، لذت بردن از کارها، واقعاً آسان‌تر از لذت بردن از زمان‌های آزاد است (از کتاب کار عمیق)

وقتی صحبت از جایگزین کردن تمرکز به جای حواس‌پرتی است، موضوع چندان هم ساده نیست. برای درک اینکه چرا این گفته درست است، اجازه دهید نگاه دقیق‌تری به یکی از موانع اصلی عمیق شدن بیندازیم: تمایل به تغییر توجه‌تان به سمت چیزی سطحی‌تر. اکثر مردم قبول دارند که این تمایلات می‌تواند تلاش‌هایشان را برای تمرکز بر موضوعات دشوار، مشکل کند، اما اکثراً قاعده‌مندی و قدرت آن را دست کم می‌گیرند.

پس از سی روز از این انزوایی که به خودتان تحمیل کرده‌اید، در مورد هریک از سرویس‌هایی که به طور موقت ترک کرده‌اید، از خودتان دو سؤال زیر را بپرسید:
1) آیا اگر می‌توانستم در سی روز گذشته از این سرویس استفاده کنم، این روزها به طور قابل‌توجهی بهتر می‌شدند؟
2) آیا برای مردم اهمیت داشت که از این سرویس استفاده نمی‌کردم؟
اگر پاسخ شما به هر دو سؤال، «نه» باشد، این سرویس را به طور دائم ترک کنید. اگر پاسختان، یک «بله» واضح بود، پس به استفاده از این سرویس بازگردید. اگر پاسخ‌تان، مشروط یا مبهم بود، بستگی به شما دارد که به این سرویس برگردید یا نه، هر چند من تشویقتان می‌کنم که به سمت ترک آن بروید. (همیشه می‌توانید بعدا دوباره به آن بپیوندید.) (از کتاب کار عمیق)

تولید با کیفیت بالا = (زمان صرف شده) x (شدت تمرکز)

لورا کارستنسن، روان‌شناس دانشگاه استنفورد، از یک اسکنر FMRI برای بررسی رفتار مغز افراد مورد مطالعه، در هنگام تصورات منفی و مثبت استفاده کرد. او متوجه شد که در مورد جوانان، آمیگدال (که مرکزی برای عواطف در مغز است) با انجام هر دو نوع تصور، تحریک می‌شود. هنگامی که او اسکن را برای افراد مسن‌تر انجام داد، متوجه شد که آمیگدال فقط با تصورات مثبت تحریک می‌شود. کارستنسن فرض می‌کند که افراد مسن‌تر، قشر پیش‌پیشانی مغزشان را برای مهار آمیگدال، در هنگام حضور محرک‌های منفی، آموزش داده‌اند. این افراد مسن‌تر، به این دلیل که شرایط زندگی‌شان بهتر از افراد جوان بود، شادتر نبودند؛ بلکه به این دلیل شادتر بودند که مغزشان را به گونه‌ای بازسازی کرده بودند که موارد منفی را نادیده بگیرد و از موارد مثبت لذت ببرد. با مدیریت ماهرانهٔ توجه‌شان، دنیای خودشان را بدون تغییر چیزی محسوس در مورد آن، بهتر کرده بودند. (از کتاب کار عمیق)

تبلیغِ تمرینِ بخشیدنِ زمان و توجهتان بدون اینکه انتظار چیزی را در عوض آن داشته باشید، که یک استراتژی کلیدی برای پیشرفت حرفه‌ای محسوب می‌شود.

بنت در سال ۱۹۱۰ در کتاب خودیاری کلاسیکش با عنوان «نحوه زندگی در ۲۴ ساعت شبانه روز» می‌نویسد: «فردی را در لندن در نظر بگیرید که در دفتری کار می‌کند، ساعت‌های اداری‌اش از ده صبح تا شش بعد از ظهر است و هر صبح و شب، پنجاه دقیقه را در حال سفر بین خانه و دفتر کارش سپری می‌کند». وی یادآور می‌شود که این کارمند فرضی از لندن، حدود شانزده ساعت در شبانه‌روز خارج از محیط کاری است. برای بنت، این زمان زیادی است، اما اکثر مردمی که در این وضعیت قرار دارند، به طور غم‌انگیزی، پتانسیل آن را درک نمی‌کنند.
او شرح می‌دهد: «اشتباه بزرگ و عمیقی که کارمند نوعی مدنظر من، در رابطه با روزش انجام می‌دهد، این است که حتی اگر به طور خاص از کارش لذت هم نبرد، همچنان بر در نظر گرفتن آن ساعت‌ها از ده تا شش، به عنوان «روز» اصرار دارد و ده ساعت قبل از آنها و شش ساعت پس از آنها را چیزی جز مقدمه و موخره نمی‌داند.» (از کتاب کار عمیق)

نیل استیونسن نویسنده معروف داستان‌های تخیلی در سبک سایبرپانک است که به شکل‌گیری فهم عمومی ما از عصر اینترنت کمک کرده است. وبسایتش هیچ آدرس ایمیلی ارائه نمی‌کند و نوشته‌ای دارد که می‌گوید چرا به صورت عمدی در رسانه‌های اجتماعی، حضور فعال ندارد. استیونسن این کناره‌گیری‌ها را به این صورت توضیح داده است: «اگر زندگی‌ام را به نحوی سازماندهی کنم که بتوانم زمان‌های طولانی، متوالی و بدون وقفهٔ زیادی به دست آورم، می‌توانم رمان بنویسم. [اگر به جای آن، زمان‌های پراکندهٔ زیادی داشته باشم] چه چیزی جایگزین آن می‌شود؟ به جای رمانی که مدتی طولانی زبانزد خواهد بود… یک دسته از پیام‌های الکترونیکی وجود خواهد داشت که برای افراد مختلف فرستاده‌ام.» (از کتاب کار عمیق)

برای یادگیری سریع چیزهای سخت، باید به شدت و بدون حواس‌پرتی تمرکز کنید.

در این اقتصاد جدید، سه گروه مزایای خاصی خواهند داشت: کسانی که می‌توانند به خوبی و خلاقانه با ماشین‌های هوشمند کار کنند؛ کسانی که در کاری که انجام می‌دهند، بهترین هستند و کسانی که به سرمایه دسترسی دارند. (از کتاب کار عمیق)

برای ارزشمند ماندن در اقتصادمان، باید بر هنر یادگیری مطالب پیچیده با سرعت بالا تسلط داشته باشید. این امر مهم، نیاز به کار عمیق دارد. اگر این توانایی را پرورش ندهید، به احتمال زیاد از پیشرفت‌های تکنولوژیکی عقب خواهید ماند.

این استراتژی به طور خاص، بر رسانه‌های اجتماعی متمرکز می‌شود، زیرا در میان ابزارهای مختلف شبکه‌ای که می‌توانند زمان و توجه شما را جلب کنند؛ این سرویس‌ها اگر بدون محدودیت استفاده شوند، می‌توانند به شدت تلاشتان برای کار عمیق را نابود کنند. آنها اطلاعات شخصی‌سازی شده را در زمان‌بندی متناوب و پیش‌بینی‌ناپذیری ارائه می‌دهند. این موضوع، آنها را به شدت اعتیادآور می‌کند و بنابراین می‌توانند به شدت به تلاش‌های شما برای زمان‌بندی و موفقیت در هر تمرکزی آسیب بزنند.
با توجه به این خطرات، ممکن است انتظار داشته باشید که بیشتر دانش‌ورزان، از این ابزار به طور کامل دوری کنند؛ به خصوص کسانی مانند برنامه‌نویسان کامپیوتر یا نویسندگان که معیشتشان صریحاً به نتیجهٔ کار عمیق بستگی دارد. (از کتاب کار عمیق)

کار کم‌عمق: کارهای غیرشناختی و غیرمهارتی که اغلب نیاز به تمرکز کامل و حذف حواس‌پرت‌کن‌ها ندارند. این تلاش‌ها اثر خلاقانه‌ای در جهان ایجاد نمی‌کنند و تکرار آنها آسان است.

«بهترین لحظات معمولاً زمانی اتفاق می‌افتند که بدن یا ذهن فردی، در تلاشی داوطلبانه برای انجام کاری دشوار و ارزشمند، از نهایت ظرفیتش استفاده می‌کند.»

«اگر می‌خواهید در جنگ جلب‌توجه پیروز شوید، سعی نکنید به جزئیات کم‌اهمیتی که به شما عرضه می‌شوند و حواستان را پرت می‌کنند، «نه» بگویید؛ بلکه سعی کنید به موضوعی که اشتیاق وحشتناکی را به وجود می‌آورد، «بله» بگویید و اجازه دهید این اشتیاق وحشتناک، همهٔ چیزهای دیگر را از بین ببرد.» (از کتاب کار عمیق)

کسانی که می‌توانند به خوبی و خلاقانه با ماشین‌های هوشمند کار کنند؛ کسانی که در کاری که انجام می‌دهند، بهترین هستند و کسانی که به سرمایه دسترسی دارند.

برای افزایش درکتان از مطلب مدنظر، باید به طور منظم موضوعات مربوط به آن را بررسی کنید، به طوری که به «پرتوهای همگرای توجه‌تان» اجازه دهید که حقیقت نهفته در هریک از آنها را کشف کنند.

ستیونسون برای توجیه بیشتر این سیاست، مقاله‌ای با عنوان «چرا مکاتبه‌کنندهٔ بدی هستم» نوشته است. اصلی‌ترین توضیح او برای در دسترس نبودنش، تصمیم زیر است:
«معادلهٔ بهره‌وری، غیرخطی است. این موضوع، دلیل این است که من مکاتبه‌کنندهٔ بدی هستم و چرا خیلی به ندرت، صحبت کردن با دیگران را می‌پذیرم. اگر زندگی‌ام را به نحوی سازماندهی کنم که بتوانم زمان‌های زیاد، طولانی، متوالی و بدون وقفه به دست بیاورم، می‌توانم چندین رمان بنویسم. اما همان‌طور که این زمان‌ها از هم جدا و خُرد می‌شوند، بهره‌وری من به عنوان رمان‌نویس به طور چشم‌گیری کاهش می‌یابد.» (از کتاب کار عمیق)


> لینک کتاب کار عمیق در سایت آمازون

> لینک کتاب کار عمیق در سایت گودریدز


# خرید کتاب کار عمیق با تخفیف

 

خرید کتاب کار عمیق ترجمه ناهید ملکی (نشر نوین)


دوستان عزیزم

شما می توانید نظرات و قسمت های زیبا یا جالب مربوط به کتاب کار عمیق را در بخش نظرات با بقیه به اشتراک بگذارید.

#کتاب کار عمیق

به این مطلب امتیاز دهید:

امتیاز شما به این مطلب

لطفا به این مطلب امتیاز دهید 🙂

امتیاز کاربران: 4.6 ( 1 رای)
معرفی کتاب »»  کتاب شرکت خلاقیت
منبع
fidiboamazongoodreads
برچسب ها

پاسخی بگذارید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

دکمه بازگشت به بالا
بستن